چَشم!
سیبو نخور نشسته.. رویش مگَز نشسته.. اول بشور با دقت.. بعداً بخور با لذت..
سیبو نخور نشسته.. رویش مگَز نشسته.. اول بشور با دقت.. بعداً بخور با لذت..
مثل یک گلدان خشک… گوشه ی اتاقم، روی تاقچه…
گاه و بی گاه، چشمم به گلدان می افتند، یاد عطرخوشش می افتم…
نه می توانم بیندازمش دور، نه می توانم آن گل را زنده کنم…
و نه می توانم گل تازه ای بکارم…
آن گل، فقط همان یکی توی دنیای من بود… آن عطر را فقط همان گل داشت…
نیست.
چه کنم…
شایسته نیست کسی را که ابتدای ایمیلش www می گذارد، انسان بنامند.
وقتی عده ای از یک احمق فریب می خورند، احمق تر از آن ها وجود ندارد.