واژه‌هایی از کجا؟

در این مزرعه، حس می کارم، واژه درو می کنم… خوش آمدید.

با خود بیندیش

چه یافت آنکه تو را از دست داد؟

و

چه از دست داد آنکه تو را یافت؟

امام حسین (ع)

نوشتن

بخوانند یا نخوانند، هرگز و هیچ مهم نیست، من نوشتم، از غم تو، از غم او، از غم آن ها که رفتند. از اغم اویی که رفته، از غم او که نیامد، از غم او که مانده و نمی آید. می نویسم از دروغی که زمانی از دل یک دوست شنیدم. می نویسم از غم آن ها که حتی، آن پیام شادباش من را، پاسخی هرچند کوتاه ندادند. می نویسم، از ناجوانمردان که گفتند ما دوستیم و می مانیم و رفتند. می نویسم از تک تک غم های این دل، تا نمانند و نپوسانند تا نَخُشکانند تا نَمیرانند.

پ.ن:  این نوشته رو من یه نوشته ی ریتم دار می دونم. نمیدونم اسمش چیه! شعر که نیست، نثر مسجع هم که نیست، حالا هر چی که هست، برای اولین بار خواستم یه همچین چیزی بنویسم. و باز هم بدونید که تک تک جمله ها برا خودشون معنی دارند و نیز برداشت شخصی ممنوع می باشد!

دعای هر شب

پروردگارا! مردان پارس را از شر farsi1 نجات ده و voa و bbc را به آن ها باز گردان. به رحمتک یا ارحم الراحمین

کمی بیشتر

خوابیدم، به این امید که حالا که امشب چند ثانیه یا چند دقیقه بیشتر است، شاید بیایی به خوابم و کمی بیشتر بمانی… اما کسی نیامد… حالا هر شب که بگذرد هی وقتِ دیدنت کمتر و کمتر می شود. بی انصاف می آمدی…

توصیه حافظ

untitled

پ.ن: غزلی است که درک آن سنگین است. نمیدونم میگه تو گربه ی زاهدی یا میگه فریب گربه ی زاهد رو نخور… به هر حال هر دو توصیه اش را ارج خواهیم نهاد. شعر رو هم به صورت عکس این جا گذاشتم تا ترتیبش همین جوری برای همه باشه. دیوان آنلاین حافظ