واژه‌هایی از کجا؟

در این مزرعه، حس می کارم، واژه درو می کنم… خوش آمدید.

یه سوال!

آقا نکنه جنتی رو گذاشتن جون عزرائیل رو بگیره؟!

آن بی معرفت ها

ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است، ولی چه فایده وقتی دیر کنی، قبل از این که برسی میرن ماهی میخرن…

اوهوم

هِی هِی هِی! وایسا! کجا داری میری… اونجا قلب مردمه. برگرد تو لاک خودت…

یکی بود

یکی نبود

واقعا؟!

+ شب بهتر میشه عکس گرفت…

- چرا؟

+ چون همه ی چراغ ها روشنن…

پ.ن: اتفاق افتاد در سه شب پیش. حیاط مسجد النبی. مدینه.