اما رفتم جشن انتشار!
بالاخره پس از کش و قوس های بسیار اندرونی (!) رفتم جشن انتشار اوبونتو. بذارید تعریف کنم…
بعله… ساعت ۹:۱۵ داخل سالن بودم. برنامه هم تقریبا همون موقع شروع شد. دنبال یه انقلابی می گشتم تا ببینمش، از چند نفر هم پرسیدم، اما نمیشناختنش. آخه اون مقاله ی نرم افزار آزادشو داده بود بنده ویراستاری کردم، [...]
