اشتراک گذاری فولدر ها در دو لینوکس

سلام! قبلا گفتم که چه جوری بین دو تا اوبونتو اینترنت رو به اشتراک بذاریم. خیلی دوست داشتم تا فایل ها و فولدرها رو هم به اشتراک بذارم. اما نمیشد. بنا بر اعتقاد من که کار نشد نداره، بالاخره شد! حالا بیاید ببینیم چه طوری…

اولا که این بسته ها رو توی هردو تا کامپیوتر نصب کنید: nfs-kernel-server و nfs-common.

مسئله: میخواهیم فولدر /home/user1/share را در کامپیوتر  ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱ با کامپیوتر  ۱۹۲.۱۶۸.۰.۲ به اشتراک بذاریم.

راه حل: از کامپیوتر ۱ که اون فولدر توش هست، این دستور را به اجرا در آورید: sudo gedit /etc/exports و یک عدد فایل متنی برایتان باز میشود که داخلش چیز هایی نوشته است. شما این خط را (با احتساب تغییرت IP لازم) به آخر این فایل اضافه کنید:

/home/user1/share 192.168.0.2(rw,sync,no_subtree_check)

و بعد از اینکه save کردید، دستور زیر را در کامپیوتر اول به اجرا درآورید:

sudo /etc/init.d/nfs-kernel-server restart

سپس در کامپیوتر دوم، یک فولدر (که میتواند هر جای دلخواه دیگری باشد) بسازید. من اینو ساختم:

sudo mkdir /mnt/share

حالا باید اون فولدرِ به اشتراک گذاشته شده رو توی کامپیوتر دوم mount کنیم. پس در کامپیوتر دوم:

sudo mount 192.168.0.1:/home/user1/share /mnt/share

تموم شد! حالا اون فولدر به اشتراک گذاشته شده. خیلی زیبا است نه؟!! اگه به مشکلی در مورد nfs بر خوردید اول به این سایت یه سری بزنید.

برچسب‌ها,

sidebar برای Gnome

یه side bar برای گنوم وجود داره به نام screenlets. خیلی خوب و راحته. کسایی که گله می کردن که Gnome چرا مثل KDE از این sidebar ها نداره، بفرمایین. لذت ببرین. من نصبش کردم. این هم یه عکس از دسکتاپم که یه نمونه باشه:

اون یه ساعته و زیرش یه کاغذ یاد داشت و سومی هم فید خوان. که گذاشتم دیدگاه های وبلاگمو چک میکنه. خیلی چیزای دیگه هم داره. برای جیمیل، برای pidgin، رادیو، یوتیوب و … و … و … نصب و استفادش خیلی راحته. از داخل خود سایتش میتونید راهنمایی بگیرید.

برچسب‌ها, ,

اشتراک گذاری اینترنت در اوبونتو

سلام. مقدمه ی قضیه از این قراره که یکی از اعضای خانواده یک عدد لپتاپ خرید و ما روش لینوکس ریختیم و کلیه ی درایورهاش هم درست شد به جز درایور مودم و finger print . مدتی بود میخواستم لپتاپ و کامپیوتر دسکتاپ رو که هر دو اوبونتو دارند شبکه کنم تا همزمان بتونن از اینترنت بهره مند بشوند! خب از اون جایی که بنده چیز چندانی از مفاهیم تنظیمات شبکه ها نمی دونم و تا حالا این کارو نکردم، مشکل به نظر می رسید. اون هم توی لینوکس. باز ویندوز بود چهارجا آدمو راهنمایی می کرد، این که هی باید توی اینترنت بگردی… ماشا الله منابع فارسی هم که ریخته همین جوری…اصلا روسی هم سرچ کنی برات فارسی میاره از بس زیاده…

چند بار تلاش کردیم و نشد و کار را رها کردیم. اما دیشب تصمیم گرفتم تا مشکل رو حل نکردم از جام بلند نشم… که بالاخره حل شد و من بسیار راضی و خوش حال هستم. خواستم همون دیشب توی وبلاگ هم بنویسم که باز یه نفر پاشو گذاشت روی سیم، اینترنت مملکت از عرش به مرکز هسته ی زمین سقوط نمود…

و اما اصل ماجرا

هدف: به اشتراک گذاشتن اینترنت ADSL بین دو کامپیوتر دارای اوبونتو

over view! : یک مودم ADSL داریم که یه پورت usb داره و یه پورتی که به کارت شبکه وصل میشه. یک pc داریم که با usb به این مودم وصله و به اینترنت دست رسی داره و یک کارت شبکه ی onboard هم داره. یک لپتاپ داریم که اونو بوسیله کابل شبکه ای که همراه مودم بود، به کارت شبکه ی pc وصل کردیم.

خب، بسم الله الرحمن الرحیم… firestarter رو توی هر دو کامپیوتر نصب بفرمایید. و آن را اجرا بفرمایید. این تنظیماتی است که بنده در pc به ایشان وارد کرده ام:

و در لپ تاپ هم تنظیماتش به گونه ایست که به جای ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱ مقدار ۱۹۲.۱۶۸.۰.۲ داده شده و و اون بالا برای device ها هردو یکی هستند eth0 چون هم اینترنت (که قراره بیاد) و هم شبکه ی داخلی از کارت شبکه هه هستند دیگه!

این network manager مال pc رو باز می کنیم و یک wired connecion با تنظیمات زیر می سازیم:

اون DNS severs رو میبینید؟ از اینجا میتونید پیداش کنید که چنده: فایل /etc/resolv.conf

و پر واضحه که توی لپتاپ هم همین کارو بکنید و  اون توضیح درمورد IP رو هم اینجا باید اعمال بفرمایید.

خب. حالا یک بار برای هر دوتا کامپیوتر این دستور رو اجرا کنید تا تنظیمات بازخوانی بشن:

sudo /etc/init.d/networking restart

طبق منابع حاضر در اینترنت الآن دو تا کامپیوتر باید به هم وصل باشن و باید لذت ببریم. اما در عمل برای من این جوری نبود! ping نمیشدن به هم. تا این که این تنظیمات رو

iface eth0 inet static
address 192.168.0.1
netmask 255.255.255.0
broadcast 192.168.0.255

در فایل /etc/network/interfaces گنجاندم و دستور قبلی رو اجرا کردم و دیدم که اه چه جالب! ping شدن و اینترنت هم کار کرد!

حالا متخصصان امر بیشتر در این زمینه اگر توضیحی دارند در کامنت ها بفرمایند. بنده همین یه ذره چیز میز را سر درآوردم برایتان نوشتم.

آهان یه نکته، بعد از اینکه اینترنت share شد، هی این یارو firestarter میگفت از فلان IP درخواست شده حال ندارم جواب بدم و اینترنت لپتاپ رو قطع میکرد! بهش دستور دادیم از این IP ها به گرمی استقبال کن مردک! (توی قسمت policy اون IP ها رو به عنوان چیز معرفی کنید… یعنی مجاز…)

حالا سوال بنده این است که اگر یک folder را share کردیم، چه جوری از اون یکی کامپیوتر بهش دسترسی پیدا کنیم؟! چون share که میشه، امانمیدونم از اون ور چه جوری پیداش کنم! :D

برچسب‌ها,

بابا دولت الکترونیک!

باورتون نمیشه! سیستم عامل دستگاه خودپرداز یه بانک (دولتی) ویندوز ۹۵ بود!!! خودم با چشمای خودم دیدم!!!

ای کسی که پایبند به اصول هستی…. بی خیـــــــال…. xp داره از رده خارج میشه تو هنوز ۹۵ داری؟؟؟ اونم واسه یه همچین چیزی که باید ۲۴ ساعته پاسخگو باشه؟!!! that’s a shame

ساکت دیگه!

این مطلب در مورد لینوکس نیست. در مورد یه پلاگین جالب وردپرسه. شاید تا حالا براتون پیش اومده باشه که یه خواننده ی بیب (!) پیدا بشه و بیاد کامنت هایی بذاره که واقعا روی nerve آدم راه بره؟ و شما بخواید که از شرش یه جوری خلاص شید؟

خب راه های خیلی ساده ای وجود داره، یکی این که توی تنظیمات وردپرس، نام و ایمیل و IP اون فرد رو به عنوان یه مزاحم معرفی کنید تا کامنتاش قبل از انتشار از زیر دست شما رد بشن. یا این که کلا همه ی کامنت ها رو قبل از انتشار تایید کنید.

ولی خب من نمی خوام که کل کامنت ها رو هی بیام تایید کنم که! گشتم و گشتم تا به یه افزونه ی جالب برخوردم به نام wp ban این آقا IP مورد نظر شما رو میگیره و به جای وبلاگتون یه صفحه بهش نشون میده که متنش رو هم خودتون میتونین تعیین کنید. و اما ببینید من چه کار کردم:

البته متن بالا رو میشه عوض کرد. میتونید حتی جوری بنویسید که طرف فک کنه فیلتر شدین!!! این فایل محتوای کدیه که نوشته ی بالا رو به ارمغان میاره. اگه خواستید بگیرید به دلخواه خودتون تغییرش بدید و استفاده کنید. این هم لینک صفحه ای که طرف باهاش مواجه میشه. و خب طرف اگه باهوش باشه از یه کامپیوتر دیگه یا از یه پروکسی بهره می برد!

هرچند که موافق این چیزا نیستم، هر کسی حق داره هر چیزی رو بخونه، اما حق نداره هر چیزی که دلش خواست هر جایی که دوست داشت بگه! روش بنده هم در این موارد خصمانه است، البته نه کاملا خصمانه! اول چند بار تذکر میدم، بعد اگه ادامه داد… میشه همینی که می بینید…

dialup در اوبونتو

میگن تا وقتی آدم به چیزی نیاز پبدا نکرده نمیره سراغش… خب ما هم تا چند وقت پیش ADSL داشتیم، این بود که دو سالی میشد سراغ dialup توی لینوکس نرفته بودم. تا اینکه به خاطر خدمات مزخرف شرکت ADSL و کیفیت واقعا بدش دیگه تمدید نکردم و فعلا هم سراغ شرکت دیگه ای نرفتم…. بنا بر این مجبور شدم برم سراغ کارت و این حرفا…! این بار میخوام بگم چه جوری توی اوبونتو از dialup استفاده کنید.
اولا که بهتره chipset مودمتون conexunt باشه. بعد از سایت linuxant درایور مربوط به نسخه مودمتون رو بگیرید. و به علاوه درایور alsa که گذاشتن باید بگیرید. اول درایور alsa رو نصب کنید و بعد درایور مودم. در غیر این صورت با نصب درایور مودم تنها، صدای سیستم از کار میفته. متاسفانه این درایور مودم پولیه و تا پولشو ندید سرعت ماکزیممش رو بهتون نمیده. و با یه سرعت کمی براتون کار میکنه. البته راه های غیر قانونی برای این مساله وجود داره!
یه درایور open source هم از طرف شرکت dell هست، که من اونو که امتحان کردم موقع hsfconfig اصلا config نمیشد و حرف از کرنل سورس و این چیزا میزد که الآن یادم نیست. اگه کسی میدونه، لطفا به ما هم بگه…

خب، توی اوبونتو، با دستور sudo pppconfig میشه از dialup و با sudo pppoeconf از ADSL استفاده کرد. هر دو تا کار باهاشون راحته و خودشون راهنمایی میکنن.. فقط در مورد pppconfig موضوع اینه که باید نوع IP رو dynmic انتخاب کنید (چون مال ماها که static نیست.) و پورت مودم هم مال من این بود: ttySHSF0 نمیدونم مال شما چی میتونه باشه، از برنامه scanmodem میتونید کمک بگیرید. همه ی اطلاعات مربوط به مودمتون رو میده.
راه دوم استفاده از wvdial میباشد، که رابط گرافیکیش برای گنوم، gnome-ppp میباشد! توجه! حتما باید gnome-ppp رو با sudo اجرا کنید. قابل توجه شهرزاد خانم که میگفت وصل میشه اما سایتی رو باز نمیکنه! اصلا وصل نمیشه، چون من دیدم پیامی که بهم داد این بود که اجازه دسترسی به فلان فایل رو نداری، بنابراین با sudo اجرا کردم وصل شد و کار هم کرد.

اما یک توجه دیگر! با gnome-ppp نمیتونید از اینترنت هوشمند استفاده کنید. چون حالیش نیست نیازی به username و password نداره و خب این اصلا هم عیب نیست، چون امنیت و باقی مسائل…
اما با pppconfig میتونید به جای username و password، یک عدد space بزنید و از اینترنت هوشمند(!) هم استفاده کنید.
آهان یه چیزی، بعد از اینکه با pppconfig کانکشن رو ساختید و finish کردید، باید با دستور sudo pon CONNECTION-NAME وصل بشید. و با sudo poff -a هم قطع میشه…

راستی کسی میدونه چه طوری قطع کنیم صدای جیر جیر بلند مودم را؟

برچسب‌ها, ,

رویای دیرین من!

یکی از خواسته های من در سیستم عامل لینوکس، بعد از اینکه فهمیدم چی به چیه، این بود که بتونم پکیج یا نرمافزاری رو که نصب کردم بتونم دوباره برش گردونم! من سر در نمیاوردم که چرا نمیشه این کارو کرد، چرا راهی براش نیست… آخه در نصب شدن یه بسته به نظرم اصلی ترین کاری که میشه کپی شدن محتویات اون بسته است. و مثل ویندوز رجیستری ای چیزی نداره که تنظیماتی غیر قابل بازگشت اعمال بشه! (این نظر منه، ممکنه درست هم نباشه)
گذشت و گذشت … تا این که یه چیزی به نام dpkg-repack پیدا شد که میتونست این کارو انجام بده. و دوست خوبم یه انقلابی معرفیش کرده بود. اما من بیشتر از این میخواستم! میخواستم کل بسته هایی که توی سیستم عاملم نصب کردم برگردونم. که این خوبیش از این جهاته:

۱- خب یه پشتیبان از تمام نرم افزار هاتون دارین!
۲- وقتی با dpkg-repack یه بسته ای رو برگردوندید، نمیتونید بفهمید dependencies اون بسته چیه تا اونا رو هم همراهش برگردونید (تا در آینده که لازمشون داشتید حضور داشته باشن). یا اگر هم بشه dependencies یک بسته رو فهمید (که حتما میشه) ممکنه صد تا بسته ی مختلف باشه که هر کدوم ده تا واسه خودشون dependencies دارن و … پس ما یه چیزی میخوایم تمام عیار که هر چی که هست برداره بیاره!
۳- میتونم از این بسته های برگردونده شده، یه local repository درست کنم، روی CD یا DVD رایتشون کنم و اونو توی کامپیوتر های دیگه استفاده کنم. یعنی یه چیزی شبیه Homa که برای اوبونتو ساخته شده!
۴- میتونم از این local repository وقتی که یه fresh install انجام میدم استفاده کنم و ظرف چند دقیقه هر چیزی که لازم دارم دوباره توی نسخه ی تمیزم داشته باشم! این برای کسی که نمیخواد upgrade کنه و بیشتر دوست داره fresh install داشته باشه خوبه!

خب… برای نیل به این اهداف (!) که مدت ها توی سر من بودن چه کاری باید کرد؟ طبیعتا باید یه لیست از تمامی بسته های نصب شده داشته باشیم. مگه نه؟ و بعد بدیمش به این dpkg-repack که هر چی که توی این لیست هست برگردونه! تهیه ی لیست ساده است. با این دستور:

sudo dpkg –get-selections > /your-home-directory/list.txt

خب. این لیستی از بسته های داخل سیستم شما رو توی فایل list.txt ذخیره میکنه. اما متاسفانه این لیست همینجوری به درد ما نمیخوره! چرا؟ چون محتویاتش طوری نوشته شده که برای dpkg-repack غیر قابل استفاده است. پس باید یه کاری کنیم قابل استفاده بشه. یعنی یه لیستی داشته باشیم که اسم تک تک بسته ها، کنار هم بیان و فقط به اندازه یه space از هم فاصله داشته باشن. که ما بتونیم اونو کپی کنیم و جلوی dpkg-repack بذاریم!
خب من بلد نبودم! توی پستای قبلی این موضوع رو عنوان کردم. تا این که آقای جادی روزنه های امیدی رو در بنده بوجود آوردند… (واقعا جای بسی افتخار است که کسی مثل جادی بیاد وبلاگت کامنت بذاره و بگه بیا کمکت کنم!) خلاصه… با راهنمایی جادی عزیز و یکم کلنجار رفتن خودم، تونستم اون لیست رو به چیزی تبدیل کنم که لازم داشتم. با این دستورات:

cut –f 1 /my-home-directory/list.txt | xargs sudo dpkg-repack

این یک خطی که میبینید با اون لیست کاری میکنه واسه dpkg-repack قابل استفاده میشه و xargs هم این اطلاعات جدید رو تقدیم جناب dpkg-repack میکنه و ایشون هم مثل بچه های خوب و حرف گوش کن کاریو که باید انجام بده میده! و من قریب به ۱۹۷۶ تا پکیج به حجم ۱.۲ گیگابایت در عرض تقریبا نیم ساعت، تحویل گرفتم!

حالا نوبت این میرسه که یه local repository از این گنج داشته باشم.من پکیج ها رو توی فولدر packages توی home ریختم. پس:

sudo dpkg-scanpackages /my-home-directopry/packages /dev/null > /my-home-directopry/packages/Packages

سپس بروید داخل این فولدر packages و فایل Packages رو باز کنید. این فایلیه که لیستی از مشخصات بسته های اونجا رو برای فهموندن به synaptic در خودش داره و توسط دستور بالا آماده شده. فایل رو با یه ادیتور متن باز کنید و به قسمت replace برید و اونجا شما میبینید که جلوی Filename یه چیزی اضافه هم نوشته که نباید باشه. یعنی آدرس محل اون پکیج رو نوشته. در صورتی که ما فقط اسمشو میخوایم نه آدرسشو. چون توی نصب کردن بعدا مشکل ایجاد میکنه. (من امتحان کردم، دارم میگم انجام بدین تا به اون مشکل بر نخورین). بله، پس /my-home-directory/packages رو کپی میکنم و در قسمت search for میذارم و دکمه ی replace رو میذارم و اونا ناپدید میشن…

حالا میتونم اینارو رایت کنم روی DVD و توی هر کامپیوتری که خواستم این پکیج ها رو به لیست پکیج هاش اضافه کنم:

echo “deb file:/my-DVD-ROM/packages ./” > /tmp/my-local.list

و بعد:

sudo mv /tmp/my-local.list /etc/apt/sources.list.d/my-local.list

و بعد تر:

sudo apt-get update

که این مرحله ی آخر روش های دیگه ای هم داره که میتونید بگردید پیدا کنید و به ما هم بگید…

فکر میکنم باید انگلیسی این مطلب رو هم منتشر کنم. چون خیلی از ملت ها خواستار این کار هستند!

من که خیلی خوش حالم. شما چه طور؟

برچسب‌ها,

لعنتی درست شد!

یاشاسن یاشاسن! (از لحاظ یافتم یافتم!)

بالاخره اوبونتو روی هارد اکسترنال نصب شد و بالا اومد! اما چه جوری؟

خب مشکل این بود که بوت لودر (گراب) بعد از نصب روی هارد اکسترنال error 17 میداد! اما این بار ببینید چی کردم:

هارد اکسترناله رو از نو پارتیشن بندی کردم و یه درایو برای root و یه درایو برای home و یکی برای swap و بقیه fat32. (قبلا یکی هم واسه بوت لودر کنار گذاشته بودم) . این دفعه HDD رو دیگه جدا نکردم…. در مرحله آخر نصب اونجا که دیگه باید دکمه install رو بزنیم، یه قسمتی هم داره به نام advanced تا به حال دقت نکرده بودم اون چیه! خب کلیکش کردم و دیدم اون جا است که میتونی تعیین کنی بوت لودر کجا نصب بشه. و من هم گفتم که برو روی sdb5 که پارتیشن لینوکسیه بریز. … نصب انجام شد، … اما موقع بوت این دفعه error 15 داد! و من خونسردی خود را حفظ نموده و فحش ندادم! چون شماره خطا ۱۵ بود نه ۱۷! دو باره با لایو بالا اومدم و گراب رو به طور دستی نصب کردم. البته دیگه قبل از این مرحله HDD رو جدا کردم. گراب این جوری تعمیر میشه. با این دستورات:

sudo chroot /

grub

root (hd0,4)

setup (hd0)

quit

منظور از (hd0,4) اینه، یعنی پارتیشن شماره ۵ از دیسک شماره ۰ که میشه sda5 یا hda5 … یعنی جایی که گراب قبلا نصب شده. این کار هم تموم شد و restart کردم. و در کمال باوری (!) اوبونتو پدیدار شد و من خوش حال شدم. و یه سری تنظیمات و اینارو انجام دادم و چه عالی الآن!

یه درخواست دارم ازتون. هر کی کنار لینوکسش یه ویندوز هم داره، لطف کنه اون چند خی که توی منوی گراب تو فایل /boot/grub/menu.lst مربوط به ویندوزه برام اینجا کامنت بذاره. چون میخوام بذارمش توی گراب این هارد اکسترناله، که اگه روی یه کامپیوتر دیگه خواستیم امتحان کنیم بتونیم ویندوزشو این جوری هم بیاریم. میشه دیگه نه؟ فوقش دو تا براش option میذاریم یکی واسه درایو c یکی هم d

آقای جادی من اون فایل رو درست میکنم مزاحمتون میشم حتما. پیشاپیش ممنون!

از پیگیری های یه انقلابی عزیز هم متشکرم….

برچسب‌ها,

کمک پلیز!

گفتم به جای رفتن به فروم ها، اول این جا بپرسم ببینم کسی میتونه کمک کنه آیا؟ چند تا موضوع…

۱- من اوبونتو ۹٫۰۴ دارم که از ۸٫۱۰ آپگرید کردم. و داره خیلی خوب کار میکنه. اما حالا که میخوام به ۹٫۱۰ آپگرید کنم، کرنل جدیدی که با ۹٫۱۰ نصب میشه با سیستم ناسازگاره! یعنی با کرنل جدیده اوبونتو بالا نمیاد. تا یه جایی میره بعد صفحه مانیتور هی فلش میزنه. با کرنل قدیمی هم که میدونید چه مشکلی بوجود میاد. … دومین مشکل نبود صدا است. اصلا کارت صدا شناخته نمیشه (البته با کرنل قدیمیه فقط میشه اومد!) چه کار کنم؟!! البته وقتی ۹٫۱۰ رو خالی خالی نصب میکنم هیچ مشکلی وجود نداره. فقط توی آپگرید…

تاکید من روی آپگرید اینه که من هزار جور بسته و نرم افزار و وصله پینه زدم به این! چه طور قید هممه ی اینا رو بزنم بشینم از اول ….. احمقانه است! آقای یه انقلابی چیزیو معرفی کرد به نام dpkg-repack که از نرم افزار های نصب شده یه پکیج deb ارائه می ده. این خوبه اما بدیش اینه که dependencies برای اون فلان برنامه رو نمیده. و این جوری فایده ای برای من نداره. جُستم اما نیافتم راهش را! اما اگه بشه یه لیستی از تمام برنامه ها تهیه کرد و اون لیستو داد به این یارو که هر چی نصبه وردار بکش بیرون توی deb تحویل بده خیلی خوب میشه. این لیست رو تهیه کردم، اما نحوه ی خروجی این لیست طوریه که به درد این برنامه نمی خوره. بیش از ۲۰۰۰ تا اسم بسته توش هست که هر کدوم توی یه خط قرار داره و جلوی هر کدوم مثلا نوشته install و … چه طور میشه لیستی از بسته ها داشته باشیم که اسامی یکی پس از دیگری و فقط با یک space از هم جدا شده باشن؟ مثلا این: pack1 pack2 pack3

2- روی external hard که با usb وصل میشه بنده سعی کردم اوبونتو رو نصب کنم. هارد اصلی رو از BIOS غیر فعال کردم و بعد …. اما بعد از نصب گراب هارد اصلی پرید و روی هارد usb هم بوت لودری نصب نشد. گراب رو برگردوندم و اون مشکلی نبود… یه سری کارهای دیگه انجام شد اما به نتیجه نرسیدم. گراب رو توی usb نصب کردم اما موقع بوت error 17 میداد. بعد به سرم زد و کلا هارد اصلی رو از مادربرد قطع کردم. و این طور وانمود شد که سیستم یه هارد داره اونم usb هه است. پس ای اوبونتو تو بیا روی این خودتو نصب کن. فکر میکردم مشکلی بوجود نمیاد. اما باز هم همون error 17 رو بدون هیچ توضیح و راهنمایی دریافت کردم! اینترنت را جُستم اما نیافتم چاره ی کار را! اصلا یه سوال فنی، نوع پارتیشنی که باید لینوکس و بوت لودر روش نصب بشه چه نوعیه؟! logical با primary چه فرقی داره؟! نمیدونم فرق اینا رو. من روی logical این کارو کردما!

ممنون میشم اگه چیزی به ذهنتون میرسه بهم بگید. چون خیلی خوب میشه اگه ابونتوی خودم رو هر جایی که میرم توی جیبم داشته باشم!

اما رفتم جشن انتشار!

بالاخره پس از کش و قوس های بسیار اندرونی (!)  رفتم جشن انتشار اوبونتو. بذارید تعریف کنم…

بعله… ساعت ۹:۱۵ داخل سالن بودم. برنامه هم تقریبا همون موقع شروع شد. دنبال یه انقلابی می گشتم تا ببینمش، از چند نفر هم پرسیدم، اما نمیشناختنش. آخه اون مقاله ی نرم افزار آزادشو داده بود بنده ویراستاری کردم، میخواستم ببینمش که نشد… :(

اعلام برنامه کردن و آقای هومن مهر اومد اول در مورد نرم افزار آزاد صحبت هایی کرد، بعد مجید سلامت که از اصفهان اومده بود در مورد ویژگی های جدید اوبونتو کوالا یه چیزایی گفت… محمد رضا میردامادی (آقای مجری) هم در مورد کوبونتو یه چیزایی گفت، بعد خانم خانی آمد در مورد embeded ubuntu صحبت های جسته و گریخته ای کرد و من نفهمیدم ربطش با جشن انتشار اوبونتو ۹.۱۰ چیه! اما توجهم جلب شد ببینم این تکنولوژی چیست؟

یه استراحتی دادند و یک عدد رانی هم بهمون دادند تا حال بیاییم. در این زمان سوال و جواب در بین افراد در سالن انجام میشد و بنده یک سوال کردم که به جایی نرسید! یعنی حل نشد!

آقای حسن پور رئیس کاربران لینوکس ایران آمدند و ۲۰ دقیقه ای در مورد برنامه های گروه صحبت کردند. اما فقط ۲۰ دقیقه!!

آقای هومن مهر دوباره تشریف آوردند و در مورد تفاوت های ویندوز و لینوکس و مزایا و معایب استفاده از هر کدوم رو توضیح دادند و فهمیدیم در این جا که ایشان نیمه ی اول دهه چهارم زندگی خود را سپری میکند و او ما را جوان خواند!

روزبه شفیعی هم از اصفهان آمده بود و در مورد محیط پلاسمای KDE یه سری کلیپ نشون داد و همه به وجد آمدند… (به نظر من خیلی طولش داد)

بعد آقای سلامت بار دیگر آمد و در مورد محیط gnome و سفارشی سازی با compiz یه سری کلیپ نشون داد که همه خیلی به وجد اومدند!

و در این جا برنامه خاتمه یافت! البته موقع نهار هم نفری یه ژامبون و نوشابه در یکسری ساک های کوچولو مهمونمون کردند. دستشون درد نکنه…   وقتی سخن رانی ها تموم شد گفتند کارگاه آموزشی هست برید بالا برگزار میشه.

ما رفتیم دیدیم خدایا خداوندا این کارگاه آموزشیه؟! یه دونه کامپیوتر گذاشته بودند یه گوشه و ملت دورش جمع بودند و سوال میپرسیدند! و هر کسی با هر کسی حرف میزد و میچرخید و … من نفهمیدم هدف این کارگاه چی بود واقعا! یه چند تا کامپیوتر میذاشتن، یاد میدادن اوبونتو رو نصب کنن، چه طوری اون حرفایی که توی کنفرانس زدن پیاده کنیم… بالاخره یه چیزی یه حرکتی که بشه اسمشو گذاشت کارگاه!

ولی خب… اولین تجربه ی این کارگاه بود، بعد از این که نظرات جمع شد دفعه ی بعد این کار بهتر انجام میشه. بنده هم یه سری پیشنهاد داشتم که گفتم، مثلا این که به آقای حسن پور گفتم یه سیاره ی اوبونتو هم اگه باشه خیلی خوب میشه…. یا مثلن یه دفتر یادگاری حد اقل میذاشتن که به عنوان یادگاری از این جشن های انتشار بمونه.

در این کارگاه باز چند تا سوال پرسیدم که باز هم جواب درستی نگرفتم!…

روی هم رفته دستشون درد نکنه، کار واقعا انرژی گیریه، هماهنگی میخواد، چی میخواد… شرکت داتک هم که حامی گروه کاربران ایرانی اوبونتو شده بود، و از این نظر کیفیت کار بالا بود، یه لیوان دادن که روش آرم داتک و اوبونتو چاپ شده بود، CD اوبونتو هم از طرف داتک داده شد، فروشگاه sito هم DVD های اوبنتو رو پخش میکرد…

فقط به نظر من اشکال اساسی ای که این جشن داشت، این بود که اصلا شبیه جشن نبود! خیلی رسمی بود. درست عین همایش یا سمینار هایی که آدم میره. یه عده اومدن صحبت کردن و بقیه هم دست زدن! کیکشون هم من فقط چند ثانیه دیدم، بعد اصلا نمیدونم چی شد!

اشکال اساسی ترش این بود که  — توجه کنید ما میگیم جشن انتشار اوبونتو ۹٫۱۰ — ولی به نظر من قسمت زیادی از وقت صرف معرفی خود لینوکس و و خود اوبونتو شد و به اوبونتو ۹.۱۰ خیلی کم پرداخته شد. و خود من به شخصه با ویژگی های جدید اوبونتو ۹.۱۰ اصلا آشنا نشدم و فقط فهمیدم چند تا نرم افزار جدید روش اومده و سرعت بوتش زیاد شده. همین! صحبت از محیط پلاسما و compiz به اون تفصیل اصلا نیاز نبود، لازم بود یکم صحبت بشه اما اونا ربطی به اوبونتو ۹.۱۰ نداشتند که اون همه در موردش وقت گذاشته بشه!

یه پیشنهادی هم دارم. این که میتونستن یه سری کالا های تبلیغاتی مثلا تی شرت و ساعت و جا کلیدی و از این جور چیزا اون جا بذارن تا بچه ها اونا رو بخرن تا این جوری هم فضا دوستانه تر میشد و هم یه جوری یکم money به حساب گروه میرفت.

و در پایان از تمام کسانی که با هم یاری کردند تا این مراسم برگزار بشه تشکر میکنم. روزشم خوب انتخاب کرده بودند، اما ساعتش خیلی زود بود! چون من از قزوین چه جوری پاشم ۶ صبح سوار شم برم تهران؟! یا اون بنده ی خدایی که از زنجان اومده بود؟!

والسلام علیکم و رحمت الله.

آهان، این هم لینک ویکی که قراره عکس ها و اینا رو بذارن…

برچسب‌ها,

It seems you're using an unsafe, out-of-date browser. Click here to upgrade to Firefox for free. X