اما رفتم جشن انتشار!

بالاخره پس از کش و قوس های بسیار اندرونی (!)  رفتم جشن انتشار اوبونتو. بذارید تعریف کنم…

بعله… ساعت ۹:۱۵ داخل سالن بودم. برنامه هم تقریبا همون موقع شروع شد. دنبال یه انقلابی می گشتم تا ببینمش، از چند نفر هم پرسیدم، اما نمیشناختنش. آخه اون مقاله ی نرم افزار آزادشو داده بود بنده ویراستاری کردم، میخواستم ببینمش که نشد… :(

اعلام برنامه کردن و آقای هومن مهر اومد اول در مورد نرم افزار آزاد صحبت هایی کرد، بعد مجید سلامت که از اصفهان اومده بود در مورد ویژگی های جدید اوبونتو کوالا یه چیزایی گفت… محمد رضا میردامادی (آقای مجری) هم در مورد کوبونتو یه چیزایی گفت، بعد خانم خانی آمد در مورد embeded ubuntu صحبت های جسته و گریخته ای کرد و من نفهمیدم ربطش با جشن انتشار اوبونتو ۹.۱۰ چیه! اما توجهم جلب شد ببینم این تکنولوژی چیست؟

یه استراحتی دادند و یک عدد رانی هم بهمون دادند تا حال بیاییم. در این زمان سوال و جواب در بین افراد در سالن انجام میشد و بنده یک سوال کردم که به جایی نرسید! یعنی حل نشد!

آقای حسن پور رئیس کاربران لینوکس ایران آمدند و ۲۰ دقیقه ای در مورد برنامه های گروه صحبت کردند. اما فقط ۲۰ دقیقه!!

آقای هومن مهر دوباره تشریف آوردند و در مورد تفاوت های ویندوز و لینوکس و مزایا و معایب استفاده از هر کدوم رو توضیح دادند و فهمیدیم در این جا که ایشان نیمه ی اول دهه چهارم زندگی خود را سپری میکند و او ما را جوان خواند!

روزبه شفیعی هم از اصفهان آمده بود و در مورد محیط پلاسمای KDE یه سری کلیپ نشون داد و همه به وجد آمدند… (به نظر من خیلی طولش داد)

بعد آقای سلامت بار دیگر آمد و در مورد محیط gnome و سفارشی سازی با compiz یه سری کلیپ نشون داد که همه خیلی به وجد اومدند!

و در این جا برنامه خاتمه یافت! البته موقع نهار هم نفری یه ژامبون و نوشابه در یکسری ساک های کوچولو مهمونمون کردند. دستشون درد نکنه…   وقتی سخن رانی ها تموم شد گفتند کارگاه آموزشی هست برید بالا برگزار میشه.

ما رفتیم دیدیم خدایا خداوندا این کارگاه آموزشیه؟! یه دونه کامپیوتر گذاشته بودند یه گوشه و ملت دورش جمع بودند و سوال میپرسیدند! و هر کسی با هر کسی حرف میزد و میچرخید و … من نفهمیدم هدف این کارگاه چی بود واقعا! یه چند تا کامپیوتر میذاشتن، یاد میدادن اوبونتو رو نصب کنن، چه طوری اون حرفایی که توی کنفرانس زدن پیاده کنیم… بالاخره یه چیزی یه حرکتی که بشه اسمشو گذاشت کارگاه!

ولی خب… اولین تجربه ی این کارگاه بود، بعد از این که نظرات جمع شد دفعه ی بعد این کار بهتر انجام میشه. بنده هم یه سری پیشنهاد داشتم که گفتم، مثلا این که به آقای حسن پور گفتم یه سیاره ی اوبونتو هم اگه باشه خیلی خوب میشه…. یا مثلن یه دفتر یادگاری حد اقل میذاشتن که به عنوان یادگاری از این جشن های انتشار بمونه.

در این کارگاه باز چند تا سوال پرسیدم که باز هم جواب درستی نگرفتم!…

روی هم رفته دستشون درد نکنه، کار واقعا انرژی گیریه، هماهنگی میخواد، چی میخواد… شرکت داتک هم که حامی گروه کاربران ایرانی اوبونتو شده بود، و از این نظر کیفیت کار بالا بود، یه لیوان دادن که روش آرم داتک و اوبونتو چاپ شده بود، CD اوبونتو هم از طرف داتک داده شد، فروشگاه sito هم DVD های اوبنتو رو پخش میکرد…

فقط به نظر من اشکال اساسی ای که این جشن داشت، این بود که اصلا شبیه جشن نبود! خیلی رسمی بود. درست عین همایش یا سمینار هایی که آدم میره. یه عده اومدن صحبت کردن و بقیه هم دست زدن! کیکشون هم من فقط چند ثانیه دیدم، بعد اصلا نمیدونم چی شد!

اشکال اساسی ترش این بود که  — توجه کنید ما میگیم جشن انتشار اوبونتو ۹٫۱۰ — ولی به نظر من قسمت زیادی از وقت صرف معرفی خود لینوکس و و خود اوبونتو شد و به اوبونتو ۹.۱۰ خیلی کم پرداخته شد. و خود من به شخصه با ویژگی های جدید اوبونتو ۹.۱۰ اصلا آشنا نشدم و فقط فهمیدم چند تا نرم افزار جدید روش اومده و سرعت بوتش زیاد شده. همین! صحبت از محیط پلاسما و compiz به اون تفصیل اصلا نیاز نبود، لازم بود یکم صحبت بشه اما اونا ربطی به اوبونتو ۹.۱۰ نداشتند که اون همه در موردش وقت گذاشته بشه!

یه پیشنهادی هم دارم. این که میتونستن یه سری کالا های تبلیغاتی مثلا تی شرت و ساعت و جا کلیدی و از این جور چیزا اون جا بذارن تا بچه ها اونا رو بخرن تا این جوری هم فضا دوستانه تر میشد و هم یه جوری یکم money به حساب گروه میرفت.

و در پایان از تمام کسانی که با هم یاری کردند تا این مراسم برگزار بشه تشکر میکنم. روزشم خوب انتخاب کرده بودند، اما ساعتش خیلی زود بود! چون من از قزوین چه جوری پاشم ۶ صبح سوار شم برم تهران؟! یا اون بنده ی خدایی که از زنجان اومده بود؟!

والسلام علیکم و رحمت الله.

آهان، این هم لینک ویکی که قراره عکس ها و اینا رو بذارن…

برچسب‌ها,

جمعه, آبان ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۸ ب.ظ عمومی. میتوانید بوسیله feed نظرات، آن ها را دنبال کنید. RSS 2.0 feed. میتوانید دیدگاهتان را بگویید یا trackback از سایتتان بگذارید

۷ دیدگاه “اما رفتم جشن انتشار!”

  1. erghezi گفته که:

    پس حسابی بگو بهتون جال دادن! معلومه خیلی خوب بوده. حداقل از اون مراسمی که دولتی بوده خیلی خیلی بهتر بوده! و من علارغم اینکه از داتک به خاطر گرون کردن سرویساش حسابی شاکیم باید یه تشکر کنم:) 

  2. بهنام توکلی گفته که:

    من هم از این جشن متوجه نشدم کیک کجا رفت. البته یک سری عکس تو اینجا قبل از مفقود الاثر شدن کیک د اریم :)
    http://www.mininova.org/get/3146292
    پنجشنبه هفته دیگه یعنی ۲۸ آبان جشن انتشار پارسیکس سه را داریم که برنامه آن در انجمن ها اعلام خواهد شد
    ———
    پاسخ: این قضیه ی کیک مشکوک شده ها! ;) متاسفانه جشن پارسیکس رو دیگه نمی تونم بیام، هم تهران نیستم، هم این که امتحان و این حرفا… :( آقا یه فیلمی تهیه کنید از این جشن ها در دسترس اونیی که نیومن باشه. هم؟

  3. یه‌انقلابی گفته که:

    با سلام
    من شرمندم . از شرم نمی‌تونم سرم رو بالا بگیرم .
    من امروز تازه بعد از یک هفته میلم رو چک کردم (نمی‌دونم چی‌شده بود که یک هفته سر به میلم نزدم . واقعا شرمندم . شرمنده شرمنده شرمنده
    ایکیوسان گفت که دنبالم می‌گردی اما نه من می‌شناختمت نه اون . کسی زیاد اونجا من رو نمی‌شناسه .
    اگر به انجمن دبیان سر می‌زدی می‌دیدی که ما همه اونجا توی جشن بودیم .
    امیدوارم زود زود قسمت بشه ببینمت تا از نزدیک ابراز پشیمانی کنم .
    یا علی
    ———
    پاسخ: آقا این حرفا چیه! قسمت نبود !!! به امید دیدار ;)

  4. مهدی گفته که:

    سلام
    به نکات خوبی اشاره کردی! یکی از بچه‌ها می‌گفت خیلی بده که آدم طرفش رو بشناسه و نشناسه! یکی دیگه هم پیشنهاد داده بود همه یه کارت شناسایی واسه خودشون بزنن رو سینه که شناخته شن و …
    این موضوع هم که می‌گید شبیه به جشن نبود رو هستم و فکر می‌کنم یکی از دلایلش مکانی بود که انتخاب شده بود. سالن، سالن سمینار بود نه جشن. توی سالنای جشن میزها دور هم هم هستن و همه با هم رو در رو. ولی اینجا ۵-۶ نفر در مقابل همه بودن.
    موضوعات و سطح بحث‌هایی هم که مطرح شد برای بعضی‌ها خیلی کسل کننده بود!!! که البته فکر می کنم این موضوع هم با انتخاب سالن مناسب رفع بشه. یه جایی مثل لابی یا باشگاهی چیزی!!! (هر چیزی غیر از سالن کنفرانس و …)
    وضعیت اینترنت هم خیلی رو به راه بود!!! من ساعت ۹:۱۵ که وصل شدم سرعت عالی بود. ولی یکم که گذشت فکر کنم همه رفتن رو دانلود که دیگه همه چیز تعطیل شد! نسیه کاری کرد داتک!!!
    ایشالله که دفعات بعدی به این چیزا هم توجه کنن و در کل دست همه خیلی خیلی درد نکنه. برای من که خیلی خوب بود

  5. فریاد گفته که:

    "خود من به شخصه با ویژگی های جدید اوبونتو ۹.۱۰ اصلا آشنا نشدم و فقط فهمیدم چند تا نرم افزار جدید روش اومده و سرعت بوتش زیاد شده."
    اصولا غیر از اینا چیز مهم دیگه‌ای به اوبونتوی جدید اضافه نشده. شده؟ من که هرچی فکر کردم فقط چیزایی مثل گراب ۲ یادم می‌یاد که اصولا تغییرات خیلی جزیی هستن.
    "میتونستن یه سری کالا های تبلیغاتی مثلا تی شرت و ساعت و جا کلیدی و از این جور چیزا اون جا بذارن تا بچه ها اونا رو بخرن تا این جوری هم فضا دوستانه تر میشد و هم یه جوری یکم money به حساب گروه میرفت."
    شدیدا موافقم. به جای این که مثل شرکتای تجاری به همه سی‌دی و دی‌وی‌دی بدن می‌تونستن بابت یه سری یادگاری (و حتی بابت سی‌دی و دی‌وی‌دی) یه پولی بگیرن و صرف شناسوندن و ارتقای لینوکس کنن.

  6. narcissus گفته که:

    سلام
    از این گزارش جالب پر از ایده خوشم امد . مخصوصا نقدی که روی موضوع های ارائه ها بود .

  7. pouyan گفته که:

    جای ما خالی ولی خیلی باحال تعریف کردی

نظری ندارین؟





It seems you're using an unsafe, out-of-date browser. Click here to upgrade to Firefox for free. X