واژه‌هایی از کجا؟

در این مزرعه، حس می کارم، واژه درو می کنم… خوش آمدید.

نوشته های دسته ی طنز

اول آوریل آخرین سال تاریخ

فرض کنید اول آوریل آخرین سال تاریخ، احــمـدی نـژاد بگه جنــتی مُرد!

یه سوال!

آقا نکنه جنتی رو گذاشتن جون عزرائیل رو بگیره؟!

واقعا؟!

+ شب بهتر میشه عکس گرفت…

- چرا؟

+ چون همه ی چراغ ها روشنن…

پ.ن: اتفاق افتاد در سه شب پیش. حیاط مسجد النبی. مدینه.

عموی منطقی!

+ عمو زنجیر باف؟

- بله؟

+ زنجیر منو بافتی؟

- بله.

+ پشت کوه انداختی؟

- نه، مگه مرض دارم؟! بیا زنجیرت.

+ بابا اومده!

- چه ربطی داشت؟!!

فریدون!

دانشجو نمره می خواهد، “مجبور” است محجبه باشد. خب دانشجو خیلی چیزهای دیگر هم می خواهد. مثلا می خواهد “مجبور” نباشد.

پ.ن : البته اگر مردها را هم جزء دانشجو ها بدانیم.