واژه‌هایی از کجا؟

در این مزرعه، حس می کارم، واژه درو می کنم… خوش آمدید.

نوشته های دسته ی شعر

Following the Sun

Enigma, Following the Sun

Following the sun, to find the one
Who’s giving you the wings to fly
Following the sun, the golden one
Losing sense for space and time

Can you feel the waves of life
(Can you) hear the sigh of love
Do you believe in it ?

Following the sun, just for the one
Till you’ll find the door you thought
Following the sun, like everyone
Searching for a sign of hope

Have a look up to the sky
See the billion stars above
Cos (maybe) on one of them
You’ll spend your further life

به کجا چنین شتابان…

واژه های زیر، از دل ایشان بیرون آمده اند. هر چند همه ی شعر ها و نوشته هاش قشنگ و دلنشین هستن، اما این یکی خیلی به دلم نشست… خیلی. گفتم یه یادگاری ازش توی مزرعه بذارم… درضمن، عنوان این مطلب، حسی بود که بعد از خوندن این نوشته به من دست داد….

لعنت به جاده …. به سفر…. لعنت به اتفاق….
لعنت به ساک ِ بسته ی گوشه ی اتاق …

لعنت به کاسه های آبی که پشت سر
لعنت به تو….به من….به تقدیر ِ این سفر

لعنت به لحظه های دم رفتن ِ قطار
لعنت به بغض این دل ِ تنگ و بی قرار

لعنت  به عقربه ها و قطار ِ بی تاخیر
لعنت به این سکوت من و …جمله ای که دیر ….

می گویم …و تو رفته ای و….شاید  که تا ابد
دیگر صدای من به گوش ات نمی رسد

در فکر من دوباره  نشسته است  قرص و تیغ…
وقتی برای همیشه می روی رفیق…

خیر ٌ حافظا….خداحافظت عزیز….
یک مشتِ خاک هم تو بر تن ِ خسته ام بریز…

حالا صدای سوت ….
صدای شکستن است ….
خانم ؟! کنار ریل هم جای نشستن است؟….

آیه

توصیه حافظ

untitled

پ.ن: غزلی است که درک آن سنگین است. نمیدونم میگه تو گربه ی زاهدی یا میگه فریب گربه ی زاهد رو نخور… به هر حال هر دو توصیه اش را ارج خواهیم نهاد. شعر رو هم به صورت عکس این جا گذاشتم تا ترتیبش همین جوری برای همه باشه. دیوان آنلاین حافظ

ساعت، ۹

779px-Sleep.svg

گنجیــشک لالا … سنجــاب لالا

آمد دوباره … مهتــاب لالا

لا لا لا لایی ، لا لا… لا لایی

لا لا لا لایی ، لا لا… لا لایی

گل زو…د خوابید ، مثل همیشــه

قورباغه ساکت ، خوابیده بیشــه

گل زو…د خوابید ، مثل همیشــه

قورباغه ساکت ، خوابیده بیشــه

لا لا لا لایی ، لا لا… لا لایی

لا لا لا لایی ، لا لا… لا لایی

جنگــل لا… لا لا…

برکــه لا… لا لا…

شب بر همه خوش ، تا صبح فردا…

شب بر همه خوش ، تا صبح فردا…

لا لا لا لایی ،‌ لا لا… لا لایی

لا لا لا لایی ، لا لا… لا لایی

.

آهنگش. wma

به نام تو

یه شعر برام فرستاد. شعرش قشنگه. میذارم تا شما هم استفاده ببرین. اسم شعر هست به نام تو. بالاخره بعد از مدت ها، شاعر این مزرعه دست به قلم شد و شعری سرود. یادش به خیر…

گرمِ اندیشه ی تو، شد همه ذهن این اتاق
من و پرسه های پر شور و شکوه اشتیاق

تپش نام تو در نبض قلم می شنوم
حس پُرتاب تو پَر میکشد از تنگ دلم

پاره پاره، همه زنجیر سکوت بی رمق
ز عبور واژه از پس خطوط این ورق

من و یک چَشم به در، چشم دگر مانده به راهت
که هلاکم کند آن حادثه‌سازیِ نگاهت

نه به دریا هوسی و نه هوای من به باران
آخر امشب عطش عطر تو افتاده به جان

ز نبودن تواَم پر شده این کاسه ی صبر
جان گرفتم به امیدت یک قدم مانده به قبر

ریخت به پیشانی دفتر، زلف زرین پگاه
من و اشکی که سرک می کشد از کنج نگاه

لحظه، لحظه های پیروزی صبحِ خام و سرد
لشکرِ شب خماری که شکسته در نبرد

گرچه خوابی پشت چشمم در کمین است و حریص
قلم اما هر چه خواهد دل تنگت بنویس

من و یک شروع آبی و رها و رام تو
به نام کردگار عشق، به نام عشق، به نام تو

رومینا دانشمند