آن بی معرفت ها
ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است، ولی چه فایده وقتی دیر کنی، قبل از این که برسی میرن ماهی میخرن…
ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است، ولی چه فایده وقتی دیر کنی، قبل از این که برسی میرن ماهی میخرن…
چه طور ممکن است وقتی بوسه هایت روح مرا از تنم جدا می کند، من تازه زنده می شوم!
شهریور ۸۸
لازم نیست خداوند برای پس گرفتن روح من فرشتگان را به سراغم بفرستد. کافی است تو مرا ببوسی. روح من خودش به پرواز در می آید.
مرداد ۸۸
کارگردان از من خواست در تراژدی اش بازی کنم. نمایش نامه را نمی داد بخوانم. می گفت این رسم تراژدی های اوست. هیچ کدام از بازیگر ها پایان کار را نمی دانند.
اما پایان کار، پایان من بود… این را همه می دانستند جز من.
تیر ۸۸