واژه‌هایی از کجا؟

در این مزرعه، حس میکارم، واژه درو میکنم. خوش آمدید.

نوشته های دسته ی حقیقت

شباهت

شانه های یک زن، تکیه گاه مرد نیست. آرام گاه گرم اوست. و شانه های یک مرد، پناه گاه زن است.

حکایت ما آدما

تا وقتی از کسی نخواسته ایم با ما بماند، می ماند. اما به محض این که این را از او بخواهیم، زمزمه ی رفتن به دلش می افتد…
پ.ن: کامنت ها منتقل شد به اینجا و البته اون بالا هم آدرسش هست. به نام “میهمان”.

مرد بودن

مرد بودن اینش خوبه که هر کسی نمیاد طرفت!!! دیگه شما به هر چی میخوای تعمیمش بده…

در یک نیم خط

او
آمیزه ای از یک دختر سنتی و یک دختر جدید در جامعه امروز
است

عنوان؟!

زندگی؟ البته که دکمه ی بازگشت دارد. اما خب، استفاده از این دکمه شرط های خودش را دارد و هر جایی و به هر دلیلی نمی شود از آن استفاده کرد! چه بسا گاهی اوقات استفاده ی نادرست از آن باعث پاره شدن فیلم شود! و اگر فیلم پاره شود… این تنها جایی است که [...]

بهتره از مرورگر فایرفاکس استفاده کنید اینجا رو کلیک کنید. X