واژه‌هایی از کجا؟

در این مزرعه، حس میکارم، واژه درو میکنم. خوش آمدید.

نوشته های دسته ی تو

همه چیز

تمام واژه های زندگی من، همه یک معنی مشترک دارند…. و آن تویی…

اثر انگشت

هر کس، پای تلفن، خداحافظ مخصوص به خودش را دارد. این خداحافظ های تو را با هیچ چیز عوض نمی کنم…

تفاوت

بودن تو یعنی شوق ادامه دادن. نبودنت یعنی انتظار پایان را کشیدن.

هنوز هم هست

آن چهره، همان چهره ای که ماه، چراغ آسمان شب، در برابر آن به سیاهی می زند… آن مو، همان مویی که امواجش گویا دریا را به ماه برده باشند… آن چشم ها، همان چشم هایی که تاب ایستادگی نداشتند، همان چشم هایی که بی صدا، واژه های دل را می گفتند… دلی که کوچک [...]

توبه

توبه کرده ام. به درگاه تو  توبه کرده ام. من رسم بندگی را به جای نیاوردم، تو رسم خدایی را بجای بیاور. توبه ی مرا برای یک بار، اولین و آخرین بار، بپذیر.
هی وای بر کسی که معبودش توبه ی او را نپذیرد…هی وای…هی وای… امان… امان… معبود من، رویت را به من برگردان، توبه ام [...]

بهتره از مرورگر فایرفاکس استفاده کنید اینجا رو کلیک کنید. X