همه چیز
تمام واژه های زندگی من، همه یک معنی مشترک دارند…. و آن تویی…
تمام واژه های زندگی من، همه یک معنی مشترک دارند…. و آن تویی…
هر کس، پای تلفن، خداحافظ مخصوص به خودش را دارد. این خداحافظ های تو را با هیچ چیز عوض نمی کنم…
بودن تو یعنی شوق ادامه دادن. نبودنت یعنی انتظار پایان را کشیدن.
آن چهره، همان چهره ای که ماه، چراغ آسمان شب، در برابر آن به سیاهی می زند… آن مو، همان مویی که امواجش گویا دریا را به ماه برده باشند… آن چشم ها، همان چشم هایی که تاب ایستادگی نداشتند، همان چشم هایی که بی صدا، واژه های دل را می گفتند… دلی که کوچک [...]
توبه کرده ام. به درگاه تو توبه کرده ام. من رسم بندگی را به جای نیاوردم، تو رسم خدایی را بجای بیاور. توبه ی مرا برای یک بار، اولین و آخرین بار، بپذیر.
هی وای بر کسی که معبودش توبه ی او را نپذیرد…هی وای…هی وای… امان… امان… معبود من، رویت را به من برگردان، توبه ام [...]