واژه‌هایی از کجا؟

در این مزرعه، حس میکارم، واژه درو میکنم. خوش آمدید.

نوشته های دسته ی آخیش

اعتراضی داری؟! به …

۴shared.com هم به سلامتی فیـلتر شد! برادر فیـلترچـی (آخه خانمهاشون هم بگی نگی برادرن)، شما بیا یه کاری بکن. یه فایل word باز کن، خب؟ توش بنویس: “اینترنت نمی دیم داداش” بعد اینو آپلود کن توی اون قبرستونی که اینترنت رو میدی به ملت شهید پرور. خب؟ که ما وقتی مثلا زدیم connect یا dial [...]

این مزرعه تاب ندارد

واژه هایم امشب تبدارند. اصلا هم اهمیت ندارد زمان کجا است… ۲:۴۵ صبح. واژه هایم امشب داغند. نفسشان داغ است. کی خنک خواهند شد؟ می نویسم… می نویسم… می نویسم… آن قدر که بتوانم ذره ای تبشان را پایین بیاورم. تا بتوانم زندگی کنم. از کجا بنویسم؟ آن قدر داغند که مهم نیست چه کسی [...]

روی دلم مانده بود

“از نظر من” بزرگترین مشکل ما اینه که هیچ وقت نمی گیم “از نظر من”! چون اصلا نظری نداریم! چون چیزی برای گفتن نداریم!
افلاطون میگفت عاقل حرف می زند چون چیزی برای گفتن دارد و نادان حرف می زند تا چیزی گفته باشد! حالا از نظر من: مردم سرزمین من تقریبا همیشه کورکورانه عمل کرده [...]

خوشگلا باید برقصن…

به جای یادآوری کاری که صدها سال پیش برای اهداف مقدس شده، و به جای نبردی که اتفاق افتاد تا ثابت کند حق تسلیم نخواهد شد، الآن مردم عین کفتار، دنبال اینند که کجا و کدام خانه غذا می دهند بروند بگیرند. درست شبی است که این اتفاق دارد می افتد، آن وقت یکی انگار [...]

نوشتن

بخوانند یا نخوانند، هرگز و هیچ مهم نیست، من نوشتم، از غم تو، از غم او، از غم آن ها که رفتند. از اغم اویی که رفته، از غم او که نیامد، از غم او که مانده و نمی آید. می نویسم از دروغی که زمانی از دل یک دوست شنیدم. می نویسم از غم [...]

بهتره از مرورگر فایرفاکس استفاده کنید اینجا رو کلیک کنید. X