نه پسرم نه…
پسرم: اینو میخوام.
خدا: نه پسرم، نه…
پسرم: ولی من همینو میخوام.
خدا: نه پسرم، نه…
پسرم: خیله خب… اون یکی چی؟
خدا: نه پسرم، نه…
پسرم: ای بابا! باشه. ول این چی؟ این یکیو دیگه واقعا میخوام.
خدا: نه پسرم، نه…
پسرم: وا! برای چی خب؟! چرا نه؟! اذیت نکن دیگه خدا. همینو بده دیگه…
خدا: نه پسرم، نه…
پسرم: خیلی نامردی. خیله خب. اینم نه. ولی این چی؟! این دیگه آخرین چیزیه که ازت میخوام. خداییش بیا اذیتمون نکن. این یکی رو خیلی بیشتر دوست دارم. اصلا همینو فقط دوست دارم. جان من… دلم میخوادش…
خدا: نه پسرم، نه…
پسرم: اللــــــــــه اکبــــــر! آقا جان دارم میگم این دیگه همون چیزیه که دنبالش بودم. اِ چرا زور میگی؟!
خدا: نه پسرم، نه…
پسرم: خدا؟ گوشِت با منه؟! میشنوی چی میگم؟!
خدا: نه پسرم، نه…
پسرم: هــــی! کسی صدای منو میشنوه؟! این یه ضبط صوته؟!
خدا: نه پسرم، نه…