نوشتن

بخوانند یا نخوانند، هرگز و هیچ مهم نیست، من نوشتم، از غم تو، از غم او، از غم آن ها که رفتند. از اغم اویی که رفته، از غم او که نیامد، از غم او که مانده و نمی آید. می نویسم از دروغی که زمانی از دل یک دوست شنیدم. می نویسم از غم آن ها که حتی، آن پیام شادباش من را، پاسخی هرچند کوتاه ندادند. می نویسم، از ناجوانمردان که گفتند ما دوستیم و می مانیم و رفتند. می نویسم از تک تک غم های این دل، تا نمانند و نپوسانند تا نَخُشکانند تا نَمیرانند.

پ.ن:  این نوشته رو من یه نوشته ی ریتم دار می دونم. نمیدونم اسمش چیه! شعر که نیست، نثر مسجع هم که نیست، حالا هر چی که هست، برای اولین بار خواستم یه همچین چیزی بنویسم. و باز هم بدونید که تک تک جمله ها برا خودشون معنی دارند و نیز برداشت شخصی ممنوع می باشد!